جمعه 10 مرداد 1393 11:19, توسط حاتمی زاده   , 2923 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع

if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ” UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

عید سعید فطر عید تولد دوباره انسان برهمه شما مبارک

سلام علیکم

این روزه هایی که میگذردشاهد به خاک و خون کشیده شدن و به شهادت رسیدن صدهانفراز  مردم مظلوم ، زنان و کودکان بی دفاع غزه  به دست رژیم متجاوز و اشغالگر صهیونیستی با حمایت ابرقدرت های جنایتکار هستیم.که دل هر انسانی را به درد می اورد.

اما بنده حقیر دراین قسمت قصد دارم به شبهه ای بپردازم که شاید سوال خیلی از شما بزرگواران باشد

سوال : افراد زیادی از مردم غزه سنی هستند ، آیا سنی هاهم شهید محسوب میشوند ؟آیا سنی هاهم به بهشت میروند ؟ آیا جز شیعه حضرت علی بن ابی طالب(ع) کسی به بهشت خواهد رفت؟

پاسخ این سوال را از اساتید بخش پاسخگویی به سوالات ملی بیان میکنم

 

با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش خوبتان

="MsoNormal” style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ” UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

باشیم که این سرزمین به گفته امام رحمه الله علیه پاره تن اسلام است و طرف مقابل ما نیز اسرائیل نجس و منحوس است که در مقابل اسلام ایستاده‌ است .
در مورد مذهب فلسطینیان گفتنی است که بيشتر مردم فلسطين، پيرو مذهب شافعي هستند؛ ابوعبدالله محمدابن ادريس شافعي، رهبر اين فرقه، متولد غزه بوده است . «الموسوعة الميسرة في الاديان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهني، ج 2 ، ص ۱۲۴» نکته قابل توجه اینکه در ميان فرقه هاي چهارگانه اهل سنت، نزديک ترين فرقه به تشيع از نظر علاقه و احترام به اهل بيت و احکام فقهي، همين فرقه شافعي است .
شهید مطهری نیز در مورد مذهب فلسطینی ها بیاناتی دارند که ناصبی بودن ان ها را مردود و شافعی بودنشان را تأیید می کنند (ر.ک: شهيد مطهري،آشنايي باقرآن، جلد۴، پاورقي صفحه ۳۲ ) شافعیان به تبعیت از امام شافعی نسبت به اهل بیت به ویژه امام حسین علیه‌السلام ارادت ویژه دارند . علاقه امام شافعی به خاندان رسالت باعث نزدیکی هر چه بیشتر پیروان این مذهب با شیعیان علی ابن ابی‌طالب علیه‌السلام شده است. ارادت و علاقه امام شافعی به اهل بیت پیامبر‌‌چنان بود که برخی از اهل سنت او را شیعه پنداشتند و حتی جهت محاکمه به بغداد برده شد. ( ر.ک : سیمای علی از منظر اهل سنت، 176)
از سوی دیگر بسیاری از مردم مسلمان فلسطین شیعه می باشند و بسیاری از افراد مبارز فلسطینی و حتی برخی از رهبران آنها، شیعه می باشند حتی برخی از مساجد در فلسطین به نام اهل بیت (علهیم السلام) است.

در مورد بهشتی بودن اهل سنت، بسیاری از بزرگان از جمله امام خمینی و علامه طباطبایی (رحمه الله علیهما) بر این باورند کسانی که جاهل قاصرند؛ یعنى حق بر ایشان روشن نشده و راه حق برایشان مشخص نگشته، پس این گروه معذور دانسته شده‌اند[طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 127، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق] بر خلاف کسانی که جاهل مقصراند؛ یعنی در نشناختن راه حق کوتاهی کرده‌اند.

در رابطه با مردم فلسطین، بسیاری از آنها جاهل قاصری هستنند که با جهل، از مذهب شیعه رویگردان شده اند نه آنکه با علم به حقانیت از پذیرش آن سر باز زنند. جاهل قاصر معذور بوده و اهل بهشت است به خلاف جاهل مقصر که اهل جهنم می باشد.

در ارتباط با شهادت مردم فلسطین عرض می شود:

در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود«مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيدا»( مجلسی،محمد باقر، بحار الانوار، چ دارالکتب الاسلامیه، تهران، بی تا،ج 1، ص 186) هر كس بر محبت آل محمّد از دنيا برود شهيد مرده‏ است.

مردم فلسطین همچنانکه گفته شد یا شیعه هستند و یا سنی شافعی، که محبت اهل بیت علیهم السلام دارند؛ لذا کسانی که به دست اسرائیل ملعون کشته می شوند، مسلمانی بوده که در برابر رفع ظلم جان خود را از دست داده است.

معیار و ملاک اطلاق نام شهید (طبق روایت فوق) مرگ مسلمان در راه خدا است و در صورتی که این افراد با حب به اهلبیت، جان خود را دست دهند شهید محسوب شده و نزد خداوند ماجور خواهند بود .این نکته هم یادآوری می شود که مقام شهداء در یک رتبه نیست.

در ادامه خدمت شما دوستان پاسخی را توسط پرسمان دانشویی به این مبحث داده شده است را تقدیم حضورتان میکنم

ـ ضريس كناسى گويد: به امام باقر( عليه السّلام ) عرض كردم قربانت گردم خداشناسانى كه به محمد (صلى اللَّه عليه و آله) ايمان دارند و مسلمان هستند و از دنيا مى‏روند ولى امامى را نمى‏شناسند و به ولايت شما معتقد نيستند پايان كار آنها چه خواهد شد؟ امام (عليه السّلام) فرموند: آنها در قبرهاى خود خواهند ماند و از آنجا بيرون نخواهند گرديد، هر كدام از آنها كه كارهاى نيك انجام داده باشند و عداوت و عنادى از آن‏ها نسبت به ما ظاهر نشده باشد از قبر او راهى به طرف بهشتى كه خداوند در مغرب آفريده است باز مى‏گردد و روح و بشارت به قبر او مى‏رسد. اين چنين آدمى در قبر خود ( جايگاه برزخي خود ) زندگى مى‏كند تا روز قيامت برپا شود، در آن هنگام در پيشگاه عدل خداوندى حاضر مى‏گردد و به حساب كار او مى‏رسند و خوبى‏ها و بديهاى او را در نظر مى‏گيرند، در اينجا يا به طرف بهشت مى‏روند و يا به طرف دوزخ رهسپار مى‏شوند ، وضع اينها بستگى به امر خداوند دارد. امام (عليه السّلام) فرمود: با مستضعفان و افرادى كه عقل درستى ندارند و نيك و بد را از هم تميز نمى‏دهند و با اطفال و فرزندان مسلمانان كه هنوز به سن بلوغ نرسيده‏اند همين گونه رفتار مى‏گردد، اما ناصبيان (دشمنان اهل بيت ) كه اهل قبله هستند ، براى آنها هم خطّى از قبر (جايگاه برزخي او ) به طرف دوزخ كشيده مى‏ شود. اين دوزخ را خداوند در مشرق خلق كرده است و از آن دوزخ شعله‏هاى آتش و دود و گرمى به قبرش وارد مى‏گردد و او را معذّب مى‏كند و بعد از اين هم راه آنها به جهنم( جهنّم اخروي ) ختم مى‏شود، و در آن جا نگهدارى مى‏گردند و به آنها مى‏گويند شما غير از خدا به ديگران توجه كرديد، كجا هست آن امامى كه خود اختيار كرديد و امام منصوب از طرف خدا را رها نموديد. »( الكافي ج : 3 ص : 247(

در اين حديث شريف بيان شده که افراد مسلمان صالح غير شيعه که بغض اهل بيت (ع) را نداشته باشند ، در عالم برزخ وارد جهنّم نمي شوند ولي وارد بهشت برزخي هم نمي شوند ؛ بلکه در جايگاه برزخي خود مي مانند ؛ و از بهشت برزخي راهي به سوي جايگاه برزخي او باز مي شود تا او از راه دور از نعمتهاي بهشتي بهرمند شود.

2ـ « قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ سُئِلَ الْعَالِمُ (ع) عَنْ مُؤْمِنِي الْجِنِّ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ فَقَالَ لَا وَ لَكِنْ لِلَّهِ حَظَائِرُ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ يَكُونُ فِيهَا مُؤْمِنُو الْجِنِّ وَ فُسَّاقُ الشِّيعَة. ــ از امام معصوم (ع) پرسيده شد که آيا مومنان جنّ به بهشت مي روند ؛ فرمودند: نه ولي براي خدا جايگاههايي است بين بهشت و جهنّم که مومنان جنّ و شيعيان فاسق در آن خواهند بود.»(بحار الأنوار ؛ج‏60 ؛ص 291 )

در اين روايت به وضوح بيان شده که شيعيان فاسق در آخرت به بهشت نمي روند ولي به جهنّم نيز نمي روند. البته بايد توجّه داشت که مراد از شيعه فاسق ، شيعه اسمي نيست ؛ بلکه مراد کساني هستند که حقيقتاً محبّت اهل بيت را دارند و ولايت را حقّ مسلّم آنها مي دانند ولي اهل عمل نيستند. امّا کساني که فقط اسماً شيعه هستند ولي در دل محبّت اهل بيت را ندارند شيعه محسوب نمي شوند.

3ـ « مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ الزُّرَقِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهُ شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِي قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. ـــــ محمد بن فضيل گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: على عليه السّلام فرمودند: بهشت هشت در دارد، درى كه از آن پيامبران و صديقان وارد مى‏گردند، درى كه شهداء و صالحان از آن مى‏آيند، و پنج در است که شيعيان و دوستان ما از آنها وارد خواهند شد و از در هشتم ساير مسلمانان وارد مى‏شوند و آنها كسانى مى‏باشند كه بر وحدانيت خدا گواهى دهند و ذرّه‏اى بغض ما را در دل نداشته باشند.»(بحار الأنوار ؛ج‏69 ؛ص159)

به قرينه روايت قبلي به نظر مي رسد که مراد از شيعيان و محبّان اهل بيت (ع) در اين روايت ، شيعيان و محبّان غير فاسقند.

4ـ « عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها يَجْرِي لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا هَذِهِ لِلْمُؤْمِنِينَ خَاصَّةً قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَ رَأَيْتَ مَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ وَ حَسُنَ وَرَعُهُ مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ وَ لَا يَنْصِبُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ أُولَئِكَ الْجَنَّة. زراره گويد: از امام صادق عليه السّلام سؤال شد و من هم در آن جا بودم كه تفسير « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ـــ هر که با حسنه اي به آخرت بيايد براي او ده تا مثل آن است» چيست؟ آيا كسانى كه معتقد به امامت شما نيستند مشمول اين آيه مى‏باشند؟ امام فرمودند خير اين فقط براى مؤمنان مى‏باشد. عرض كردم خداوند شما را سلامت بدارد، كسانى از مخالفين که شما را هم به امامت قبول ندارند، وجود دارند که روزه مى‏گيرند، نماز مى‏خوانند و اهل ورع و تقوا مى‏باشند ولى با شما عناد ندارند؛ امام فرمودند: اين جماعت وارد بهشت مى‏گردند و مشمول رحمت خداوند مى‏شوند.»( بحار الأنوار ج‏ 69 ؛ص 163 )

5 ـ « الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ ع أَصْحَابُ الْحُدُودِ فُسَّاقٌ لَا مُؤْمِنُونَ وَ لَا كَافِرُونَ وَ لَا يَخْلُدُونَ فِي النَّارِ وَ يَخْرُجُونَ مِنْهَا يَوْماً مَّا وَ الشَّفَاعَةُ لَهُمْ جَائِزَةٌ وَ لِلْمُسْتَضْعَفِينَ إِذَا ارْتَضَى اللَّهُ دِينَهُمْ. ـــ اعمش از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: آنهايى كه حدّ بر آنها جارى شده، نه مؤمن هستند و نه كافر، آنها ، در آتش جاودان نخواهند ماند و روزى از آنجا آزاد خواهند شد و شفاعت به آنها خواهد رسيد، ولى مستضعفان ، خداوند بايد از آنها راضى گردد. »(بحار الأنوار ؛ج‏69 ؛ص 159)

در اين روايات ، اصحاب حدود نه کافر و نه مومن بلکه فاسق قلمداد شده اند. و اصحاب حدود کساني هستند که مستحقّ حدّ شرعي هستند ؛ يعني گناهاني را مرتکب شده اند که به موجب آنها مستحقّ حدّ شرعي شده اند ؛ مثل زنا ، شرب خمر ، قتل و … ؛ اينها اگر شيعه هم باشند ابتدا بايد وارد جهنّم شوند ؛ لکن تا ابد در جهنّم نمي مانند بلکه بعد از مدّتي از جهنّم نجات يافته و وارد بهشت مي شوند ؛ امّا به قرينه روايات قبلي معلوم است که اينها بلا فاصله وارد بهشت نمي شوند بلکه بعد از خروج از جهنّم ابتدا بين بهشت و جهنّم قرار مي گيرند و مدّتي بعد وارد درجات پايين بهشت مي شوند.

6ـ « عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَقَالَ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً إِلَى النَّصْبِ فَيَنْصِبُونَ وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلَ أَهْلِ الْحَقِّ فَيَدْخُلُونَ فِيهِ وَ هَؤُلَاءِ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِأَعْمَالٍ حَسَنَةٍ وَ بِاجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ الَّتِي نَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهَا وَ لَا يَنَالُونَ مَنَازِلَ الْأَبْرَار . ـــــ ابو خديجه گويد: امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا، فرمودند: يعنى راهى ندارند تا ناصبى شوند و دشمنى كنند و به طرف حق هم هدايت نمى‏شوند تا به حق عمل كنند و يا حق را قبول كنند، اينها اگر كارهاى نيك انجام دهند و از محرمات دست بر دارند وارد بهشت مى‏گردند ولى مقام نيكان را پيدا نخواهند كرد.»(بحار الأنوار ؛ج‏69 ؛ص 160)

7ـ « عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ فِي الْمُسْتَضْعَفِينَ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً فَيَدْخُلُوا فِي الْكُفْرِ وَ لا يَهْتَدُونَ فَيَدْخُلُوا فِي الْإِيمَانِ فَلَيْسَ هُمْ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْإِيمَانِ فِي شَيْ‏ء. ـــــ ابو الصباح گويد: امام باقر عليه السّلام در باره مستضعفان فرمودند: آنها راهى پيدا نمى‏كنند تا وارد كفر شوند و بطرف ايمان هم هدايت نمى‏گردند تا مؤمن شوند، آنها نه كافر هستند و نه مؤمن.»( بحار الأنوار ؛ ج‏69 ؛ص162)

8 ـ « عَنْ عَبْدِ الْغَفَّارِ الْجَازِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ ضُرُوبٌ يُخَالِفُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ نَاصِباً فَهُوَ مُسْتَضْعَفٌ . ـــــ عبد الغفار جازى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: مستضعفان گروه‏هائى مى‏باشند كه پاره‏اى با پاره‏اى ديگر مخالفت دارند، هر كس از اهل قبله به حدّ ناصبى نرسد او مستضعف است.» (بحار الأنوار ؛ ج‏69 ؛ص 159 )

9ـ « عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ عَرَفَ الِاخْتِلَافَ فَلَيْسَ بِمُسْتَضْعَف‏. ــــ ابو حنيفه كه يكى از شيعيان است گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: هر كس اختلاف در عقائد و آراء را بشناسد مستضعف نيست‏.»(بحار الأنوار ؛ ج‏69 ؛ص162)

10ـ « عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ عَرَفَ اخْتِلَافَ النَّاسِ فَلَيْسَ بِمُسْتَضْعَفٍ . ــــــ ابو بصير گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: هر كه به اختلاف مردم آشنا باشد و آن را دريابد از مستضعفان بشمار نمى‏رود.»(بحار الأنوار ؛ج‏69 ؛ ص 162)

11ـ «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ أَنَا أُكَلِّمُهُ فِي الْمُسْتَضْعَفِينَ أَيْنَ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ أَيْنَ الْمُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ أَيْنَ الَّذِينَ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً أَيْنَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ أَيْنَ أَهْلُ تِبْيَانِ اللَّهِ أَيْنَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً . ـــــــ زرارة گويد: من با حضرت باقر عليه السّلام در باره مستضعفان گفتگو مى‏كردم، امام فرمودند: اصحاب اعراف كجا هستند، آنها كه به رحمت خداوند اميدوارند كجا مى‏باشند، آنها كه كارهاى نيك و بد را به هم آميخته‏اند چه مى‏كنند. كسانى كه بايد دلهاى آنها را به دست آورد و از دين رم نداد در كجا مى‏باشند، آنها كه خداوند موضوعات را براى آنها روشن كرده‏ در كجا هستند، مستضعفان از مردان و زنان و كودكان در كجا زندگى مى‏كنند آن‏ها كه راهى ندارند تا هدايت شوند، اميد است خداوند از آنها درگذرد و مورد عفو قرار دهد.» (بحار الأنوار ؛ ج‏69 ؛ص164)

نتيجه بحث:

1ـ شيعيان غير فاسق اهل بهشتند ؛ لکن مرتبه بهشت آنها تابع درجه ايمان و عمل آنهاست.

2ـ شيعيان فاسق اگر فسقشان در حدّ زياد باشد ابتدا وارد جهنّم شده و بعد از مدتي به حدّ فاصل بين بهشت و جهنّم منتقل مي شوند و در نهايت وارد درجات پايين بهشت مي شوند. ولي اگر فسق آنها متوسّط باشد وارد جهنّم نمي شوند بلکه بين بهشت و جهنّم منتظر شفاعت اولياء الهي مي مانند و در نهايت به درجات پايين بهشت بار مي يابند. امّا اگر فسق آنها اندک باشد بنا به برخي روايات ــ که در اينجا ذکر نشد ــ در برزخ معذّب مي شوند ولي در آخرت وارد بهشت مي شوند. همچنين همه اين سه گروه در برزخ معذّب خواهند بود.

3ـ کفّار ، مشرکين ، و مسلمانان ناصبي که با اهل بيت (ع) عداوت دارند ، اهل جهنّم اند.

4ـ مسلمانان غير شيعه که عداوتي با اهل بيت (ع) ندارند ، اگر فاسق باشند اهل جهنّمند ؛ چون وقتي شيعه فاسق اهل جهنّم شد غير شيعه فاسق به نحو اولي اهل جهنّم است ؛ لکن اميد نجات براي اين گروه نيز وجود دارد ؛ به خصوص اگر اهل بيت (ع) را محترم بدانند.

5 ـ مسلمانان غير شيعه و غير ناصبي اگر اهل ورع باشند ؛ و راه تقوا پيش بگيرند ؛ اهل بهشتند لکن به درجات بالاي بهشت نمي رسند. البته به شرط آنکه حقيقتاً از درک حقّانيت اهل بيت (ع) قاصر باشند. امّا اگر قدرت درک حقّ و باطل را در مساله امامت داشته باشند ؛ ولي عمداً در اين باره تحقيق نکنند ، به اين راحتي نمي توان آنها را اهل بهشت دانست ؛ گرچه حکم به جهنّمي بودن آنها نيز آسان نيست .شايد بتوان اينها را هم در رديف مسلمانان غير شيعه ي فاسق و غير معاند قرار داد ؛ چون تحقيق در مساله امامت بر آنها واجب بوده است. امّا اگر کسي که به گمان خود قدرت فهم را در اين زمينه دارد ، تحقيق کند ولي حقّانيت شيعه براي او ثابت نشود ، او معذور است ؛ و در حقيقت چنين کسي قدرت درک لازم را در اين رابطه ندارد ؛ بلکه خودش خودش را اهل درک مي پندارد. لذا چنين کسي در جرگه مستضعفين فکري است. چنين کسي اهل اجتهاد و فهم نيست بلکه اهل سواد و حفظ و ارائه مطالب است. مستضعف فکري بودن مستلزم بي سواد يا کم سواد بودن نيست ؛ بلکه حتّي ممکن است يک شخص مجتهد و دانشمند در برخي علوم نيز در بحث اعتقادات مستضعف فکري باشد ، و نتواند در ميان انبوه آراء و ادلّه ، رأي و دليل درست را تشخيص دهد. امّا اگر کسي حقيقتاً اهل فهم باشد و در اين رابطه تحقيق کرده و حق را دريابد ولي تحت تاثير هواي نفس ،آن را نپذيرد ، يقيناً چنين کسي اهل جهنّم خواهد بود ؛ بلکه چنين کسي از بدترين ساکنان جهنّم است. چون عدم اعتراف او به حقيقت باعث انحراف ديگران نيز مي شود. اين گروه در واقع ناصبيهاي پنهانند که آشکارا با اهل بيت (ع) دشمني نمي کنند ولي در دل از آنها روي گردانند. اينها به صراحت بر ضدّ اهل بيت (ع) سخن نمي گويند ولي معارف آنها و اعتقادات شيعه را که از اهل بيت (ع) گرفته اند به باد انتقاد و فحش مي گيرند ؛ و چه بسا فتوا به شرک شيعه مي دهند. عدم اظهار دشمني اينها با اهل بيت (ع) نيز عمدتاً از آن جهت است که اکثر علماي اهل سنّت محبّت اهل بيت (ع) را بنا به آيه « … قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى … »( الشورى:23) واجب شرعي دانسته اند. لذا اينها از ترس واکنش اکثر علماي اهل سنّت دشمني خود را به زبان نمي آورند ؛ ولي در عمل، سعي مي کنند هر اثري را که مربوط به اهل بيت مي باشد ، نابود کنند .

التماس دعا ، یازهرا(س)

 

اشتراک گذاری این مطلب!
  پنجشنبه 9 مرداد 1393 23:32, توسط حاتمی زاده   , 489 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع

e="font-family: book antiqua,palatino;">

if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ” UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

ترس همه هست مصرف کنند. اگر کم خونی فقر ویتامین ب 12 دارند یک سیخ کباب یک روز درمیان میل کنند . اگر فقر اسیدفولیک دارند لبو،کاهو، سبزی خرفه که سرشار از اسید فولیک هستند باید مصرف شود . اگر کم خونی بسته به بیماریهای همولیتیک است مثل فاویسم یا کم خونی داسی شکل یا کم خونی ژنتیکی تالاسمی چه از نوع مینور یا ، ماژور مخلوط سه شیره شیره خرما شیره انگور شیره توت بسیار خوب است وبه تناسب سن و پیشرفت کم خونی مقدارش و نوع مصرفش فرق میکند.

2- محمد موسوی محقق طب سنتی : مصرف یک لیوان شیره انگور به صورت شربت همراه با غذا، انجیر خشک یا دو برابر آن آلوی بخارا، عصاره استخوان راسته گوسفند از مهمتریم مواد موثر در درمان کم‌خونی هستند، شربت مویز نیز بهترین درمانگر کم‌خونی محسوب می‌شود به این صورت که برای تهیه آن باید يک ليتر آب را با ۵۰ گرم زرشک روی شعله ملايم بجوشانند تا نصف شود؛ صاف کنند و با آب ميوه‏های گریپ فوروت، سیب و انار از هرکدام یک کیلو مويز ۵۰۰گرم و کمی شکر قرمز و به اندازه نوک قاشق چایخوری زعفران مخلوط کرده و سپس ۱۰ تا ۲۰ دقيقه روی شعله ملايم بجوشانند، بهتر است زعفران را در ۲ دقيقه آخر اضافه کنند، پس از سرد شدن در يخچال نگهداری و روزی ۳ ليوان مصرف کنند .

استفاده تخم‌شربتی، بالنگ و فرنجمشک به میزان مساوی آن ترکیبی مناسب برای کم‌خونی و پوکی استخوان است، هر بار یک قاشق مرباخوری با نصف استکان گلاب و نصف استکان عرق بیدمشک همراه با شکر به صورت شربت نموده و هر روز صبح ناشتا میل شود. این دارو مفرح قلب مقوی مغز، ملین طبع و نرم کننده عروق، ضد تصلب شرائین، ضد تپش قلب، اضطراب و افسردگی نیز هست.

3-یک روش بسیار مؤثّر در درمان کم خونی آن است که یک قسمت عسل را با پنج تا هفت قسمت آب و چند قطعه دارچین نکوبیده، آرام بجوشانیم تا آب آن نصف شود و روزی دو سه لیوان مصرف کنیم. این نوشیدنی به ویژه در درمان کم خونی افراد بلغمی(افراد سردمزاج و رطوبتی) بسیار مؤثّر است و در صورت تداوم مصرف، علاوه بر درمان کم خونی، در کاهش وزن این گونه افراد نیز مؤثّر است. افزودن آب لیموترش تازه به این نوع آب عسل نیز می تواند مطلوب باشد.

-گیاهان گزنه، شنبلیله و ریحان در افزایش تولید گلبولهای قرمز در بدن بسیار مؤثرند.

- بسیاری از خوراکی های قرمز رنگ(به جز گوجه رب گوجه)خونسازند؛ مثل زرشک آبی و کوهی، شاتوت، عنّاب، چغندر رسمی(لبو)، چای ترش، زغال اخته و. می توانید عصاره داروهای فوق(و به ویژه آب زرشک و شاتوت) را با عسل شیرین و میل کنید که البتّه قبل از آن باید مطمئن شوید که این خواراکی ها با طبع شما سازگارند

اشتراک گذاری این مطلب!
  پنجشنبه 9 مرداد 1393 23:00, توسط حاتمی زاده   , 698 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع

تنها دلم خوش است به مولای یا مولای….

خداوندا،در این ثانیه های پراز اجابت، برسر سجاده عشق با چشمهایی که به آسمان خداییت گره خورده است به امید بخشش و مهربانیت مینشینم و الهی العفو هایم را به امید اجابت تو گریه میکنم …مهربان خدای من ،آنقدر در لحظه لحظه عمرم تاکنون پایم لغزیده است ،قلبم لرزیده است ،افکارم به خطا رفته و وجودم گناه را به چله نشسته است که جز شرمندگی چیزی برای گفتن ندارم…اما باز هم مثل همیشه این تویی که مرا به مهربانیت میخوانی و این منم که باز شرمنده تر از گذشته به درگاهت پناه می آورم و تنها دلم خوش است به مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنتَ الغَفُورُ و اَنَا المُذنِبُ وَهَل یَرحَمُ المُذنِبَ اِلَّا الغَفُور…

پروردگارا، مانده ام از تو چه خواهم در حالی که تمام نعمتت رابر من عطا کرده ای و این منم که در غفلت به سر میبرم واز آنچه عاشقانه به من داده ای بهره نمی گیریم…معبودا، من شاکر نبوده ام اما تو باز هم برمن بخشیدی….هر آنچه راکه هرگز قدرش را ندانستم و شکرش را به جای نیاوردم،هزارن نعمتی که من روسیاه ،چشم بر روی همه آنها بستم و معترضانه به درگاهت کفران نعمت کردم…خدواندادر این لحظات عزیز شکرکدام نعمتت را به جای آورم و به خاطر کدام گناه ،شرمندگیم را گریه کنم……

تو تاج شیعه بودن را برسرم نهادی و ولایت مولایم را زینت زندگیم کردی و چشم امیدم را به چراغ شفاعتش تا لحظه وصالت روشن نمودی،نعمتی که به تنهایی بس است تا قیامت شرمنده لطف بیکران الهیت باشم،……

.وقتی میان در و دیوار تنهایی گناهانم مرا زمین گیر میکند تو به من مادری عطا کردی که تا دست به دامانش میشوم چادر سبزش را بر روی سرم میکشد و آبرویم را میخرد برای همیشه ………

تو به من موالایی دادی که وقتی دستم از همه جا کوتاه میشود،مانند کودکی بی پناه سرم را روی زانوهایم میگیرم و چشم امیدم را به دستهای مهربانش میدوزم و اومهربانانه و پدرانه دستم را میگیرد و آرام بلندم میکند تا هرگز زمین نخورم وپشتم گرم باشد به مولائیش……..

وقتی تب غصه هایم وجودم را فرا میگیرد مسیر حرم را به من نشان میدهی و من سردرگم و خسته از همه جا دلم را گره میزنم به پنجره فولادش و دردهایم را دانه دانه گریه میکنم وآقای رئوف حرم اشکهایم را پاک میکند و مرا برسر سفره کرمش مینشاند…….

وقتی نگاهم مه آلود میشود و قلبم زنگار بی حیایی به خود میگیرد مرا میکشانی تا محرم…ومن یک جرعه غیرت از دستان عباس مینوشم تا تمام وجودم وضو بگیرد و گریه کنان در مقابل آقایم زانو می زنم و آن تن نازنین بی سر بر سرم دست میکشد تا در حریمش پناه بگیرم و پیله وجودم پروانه ای شود برای پرواز……..

.و وقتی در این زمانه غربت بر سر دو راهی های شک و تردید آواره میشوم خورشید پشت ابرت را به دادم میرسانی تا مبادا فتنه های روزگار مرا به اسارت ببرد و از قافله سالار عشق جامانده شوم و چه زیبا مولاو آقا و صاحبم دستم را میگیرد ومرا میرساند تا مقصد،تا خود خود خدا…..خدایی که خودت آن را به من دادی ،با آفرینش من،تا اشرف مخلوقاتت باشم…. و تو چه عاشقانه خدایی میکنی درحالی که من لحظه ای هم بندگی نمیکنیم ……

تو تمام نعمتهایت را به من عطا کردی … و من شرمنده و خجالت زده از این همه لطف و بخشش و مهربانیت باز به درگاهت مینشینم تا باورم کنی جز این خانه جایی را نمی شناسم ……

پرودگارا ،مانده ام از تو چه خوا هم در حالی که نعمتت را،حجتت را برمن تمام کرده ای ،و من غرق در نعمتهای بیکران توام، اما انگاردر این هیاهوی زندگی چیز ی را گم کرده ام و آن قدر و شان و منزلتی است که تو با آفرینش انسان به من عطا نمودی و من دراین روزگار وانفسا آن را به دست فراموشی سپرده ام ،من فراموش کرده ام که هستم ، برای چه هستم….من فراموش کرده ام وجودم را هدفم را مقصدم را انسانیتم را،من خودم را گم کرده ام، خودم را …… اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى

مهدیه عابدین پورابرقوئی-مدرسه علمیه کوثر ابرکوه

اشتراک گذاری این مطلب!
  شنبه 4 مرداد 1393 11:02, توسط حاتمی زاده   , 0 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع

 

اشتراک گذاری این مطلب!
مرداد 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

جستجو

 
روز دختران